روز هفتم

روز هفتم
ورود شما به روز هفتم را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
مریلا ترکاشوند
تبلیغات


سلااااااااااااام به همه لبخند

من اومدم .نتم وصل شد ..فرشته

چقد طول کشید...

یه عمری بودا ...دلم چقد واسه پرشین و شماها  تنگ شده بود با این که پرشین کلی ادا و اصول درمیاره ولی دوسش دارم...چن روز تمام درگیر اثاث کشی بودیم ،چقد سخت بود..تازه  بعدم که وای کلی ظرف افتاد ریخت رو پام و ناخون پام شکست و پام ورم کرد و 10 روز کامل خونه نشین بودم ناراحت و از همه کلاسام موندم.خیلی  بد بود ..نمیذاشتم کسی از دومتریم رد شهگریه .همه ش میترسیدم به اردو نرسم ولی خب خدا کمک کرد و پام ی کمی خوب شد و تونستم برم  جاتون خالی خیلی خوش گذشت ، حسش قابل توصیف نیست ، فقط هوا خیلی سرد بود، تاحالا زمستون خوزستان رو ندیده بودم..باروووون می اومدا ،همچین گوله گوله می ریخت رو شیشه، انقد که زیاد باریده بود برق یه سری مناطق قطع شده بود و تقریبا شبا که میرفتیم اردوگاه ها ، در تاریکی کامل به سر می بردیم ،دو شب اینطوری شد، ولی خب انقدی که لحظه هامون خوب می گذشت کسی نبود که به این جور چیزا فک کنه ، خلاصه که خیــــــــــــلی خوب بودا، طوری بود  که من دو روز گوشیم خاموش بود،و اصن از این بابت ناراحت نبودم  تازه کلی ام شاد و خرسند بودم از اوضاع، ینی تا این حدنیشخندتعجب برق قطع بود نمی شد بزنیم به شارژ..

یه چن تا عکس هم گرفتم حتما میذارم بعدا براتون ....

ایشالا قسمت شماهام بشه برین خودتون ببینین از نزدیک. نایب الزیاره همتون بودم تو معراج الشهدا

نوشته شده در جمعه ۸ اسفند ۱۳٩۳ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط روز هفتم نظرات () |

پيوندهای روزانه
امکانات وب